رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۷

  وقتی حس کردم ماشین از حرکت ایستاده سرم رو بلند کردمو دست از ور رفتم های بیخودی با ناخنهای…
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۳۲

  نفسم حبس شد…دو دل بودم،یک دلم می گفت اون شوهرمه ایرادی نداره اما یک دلم هنوز نسبت بهش بی…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۶

  ➖مات و مبهوت به در بسته نگاه کردم.انتظار این واکنش رو اصلا از طرف آمین نداشتم اونم بعد گذروندن…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۵

  ➖اهرسون دفترچه به دست بالای سرمون ایستاد و گفت: -سلام.خوش آمدید.چی میل دارید!؟ آمین منو رو سمت من گرفت…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴

  ➖آدرس خونه رو بهش دادمو رو صنولی گرم و نرم ولو شدم. باور نکردنی بود اما راحتی و نرمی…
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت ۱

#پارت اول 💨🎈 #هلما و استاد ب تمام معنا هفت صبح با صدای زنگ گوشی مزخرفم از خواب بیدار شدم.…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۳

  ➖هر آدم عاقل یا حتی احمقی که حداقل یکی دو باری تحت فشار شدید دستشویی تا مرز خیس کردن…
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۳۱

  * * * * از دور نگاهی به آرمین و رفیقش انداختم و سر برگردوندم. حلقه ی دستم و…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۲

  ➖یلدا چونه اش رو خاروند و بعد از چند دقیقه فشار آوردن به مخیله اش گفت؛ -آهااااااان!فهمیدم! از گوشه…
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۱

  🌸دختر حاج آقا 🌸 ➖آخرین دونه ی سیر رو که دهنم گذاشتم، شیشه پراز آب سرکه اش رو انداختم…
بستن