رمان

فصل سوم رمانهای استاد و دانشجو (استاد خلافکار )

    رمان استاد خلافکار  نویسنده ترنم  #پارت۱ چند تقه به در کلاس زدم و وارد شدم. با ورودم همه…

بیشتر بخوانید »
رمان پناهم باش

رمان پناهم باش پارت ۳۲

  با وحشت به خانوم جون نگاه كردم. انگار نگاهمو خوند. در حاليكه از جاش بلند مى شد گفت: چته…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴۲

  عمه مثل عزرائیل و من مثل بنده ی گناهکار بهم زل زده بودیم…. حالا میفهمم وقتی میگن طرف زبونش…

بیشتر بخوانید »
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۴۶

  سری با تایید تکون دادم و اون ادامه داد _آرمین به باباش رفته.هزاریم که بخواد دانشگاه افسری بره مخفیانه…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت ۹

  اون عکسا خیلی بد بودن و هرکس اونا رو میدید فکر میکرد من تو خانواده بدی،بزرگ شدم ولی نمیدونم…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴۱

  گوشیو برداشت و سفارش غذا داد…. از همین حالا دلم ضعف رفته بود واسه اون غذاهایی که دون دون…

بیشتر بخوانید »
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۴۵

  داشتم اشهدم و میخوندم که در باز شد و صدای آشنایی داد زد _هانا نه… چشم باز کردم و…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴۰

دستامو دور کمرش حلقه کردمو با ماتم و بغض گفتم: -وای نه….چه برنامه ها که نداشتم…. سرمو به سمت کیک…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت ۸

  رفتم جلو در راد ، یه نفس عمیق کشیدم در زدم . صداش آروم اومد : بیا تو .…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۳۹

وقتی از سفر برگشتیم من خوشحال بودم و یلدا بشدت غمگین…. خودش میگفت حس و حال اون زمانی رو داره…

بیشتر بخوانید »
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن