بایگانی رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۱۹

رمان عروس استاد پارت ۱۹

29 دی 97

      هلش دادم به عقب و عصبی غریدم _مریضی؟ دستش و کنار سرم روی ماشین گذاشت و گفت _اومدم برت گردونم. نفسم بند اومد…اما حرف بعدیش حالم رو بهم زد _اینی که امشب بهش پول دادم ار*ض*ام نمی کنه. خونم به جوش اومد دستم رو بالا بردم و با تمام توان توی صورتش کوبیدم. خودم هم از کارم...

رمان عروس استاد پارت ۱۸

رمان عروس استاد پارت ۱۸

26 دی 97

    با بوق دوم جواب داد: _به سلام…چه چیزی باعث شده شماره ی زیباتون روی گوشی بنده ی حقیر بیوفته؟ صدام رو صاف کردم و گفتم _خودت رو لوس نکن همین‌طوری زنگ زدم ببینم حالت چطوره. _توپ توپ خونه ی تو… یعنی خونه ی سابق تو دور هم جمعیم. پوزخندی زدم،باز هم به مرام این پسر که راستش رو...

رمان عروس استاد پارت ۱۷

رمان عروس استاد پارت ۱۷

22 دی 97

      مهرداد متوجه ی نگاه خیرم شد گذرا نگاه معناداری بهم انداخت که لبخندم عمیق تر شد. یاد یک ماه قبل افتادم. برای جمع کردن وسایلام به آپارتمان رفته بودم که پرچم سیاهی رو جلوی در دیدم حالم بی نهایت شد اون جوون به خاطر من مرده بود اما پچ پچ ها به چیز دیگه میگفت. همه حتی...

رمان عروس استاد پارت ۱۶

رمان عروس استاد پارت ۱۶

18 دی 97

  * * * * * درد وحشتناکی توی سرم پیچید.خواستم ناله کنم که صدام در نیومد.. صداهای مبهمی و می‌شنیدم اما نمی تونستم تشخیص بدم صدا متعلق به کیه. به سختی لای پلک هام و باز کردم و آرمین رو دیدم. بدون بلوز روی صندلی اتاقم لم داده بود و در حالی که پاهاش رو روی میز گذاشته بود...

رمان عروس استاد پارت ۱۵

رمان عروس استاد پارت ۱۵

14 دی 97

    دستم و از زیر دستش بیرون کشیدم و با فاصله نشستم. با مکث گفت _تبریک میگم…تمام اموال پدریت به نامت خورده شد حالا یه برادر داری.قصدت چیه؟ انتقام از مردی که تو رو از بابات خرید و زندگی تو جهنم کرد؟ با یه دنیا دلخوری بهش نگاه کردم.لعنتی چقدر خواستنی بود نگاهش روی چشمام ثابت موند.با صدایی گرفته...

رمان عروس استاد پارت ۱۴

رمان عروس استاد پارت ۱۴

10 دی 97

  نفسش که به گوشم خورد تنم منقبض شد. یک قدم کوتاه نزدیک شد و تنش رو کامل به تنم چسبوند. دستام بالا اومد و روی سینش نشست…بدون اینکه نگاهش کنم گفتم _نکن… _الان یعنی قهری؟ لعنتی… کنار گوشم حرف نزن لعنت به تو هانا که خودت و میبازی… نامحسوس نفسی کشیدم عطر چند میلیونیش با عطر تنش ترکیبی شده...

رمان عروس استاد پارت ۱۳

رمان عروس استاد پارت ۱۳

06 دی 97

    مثل جن زده ها بهش نگاه کردم،به قیافم خندید اما چیزی نگفت. ده دقیقه ی بعد جلوی یه برج بلند بالا توقف کرد،یکی درو باز کرد و مهرداد ماشین رو توی پارکینگ برد. با دو دلی پرسیدم: _اینجا کجاست؟؟ _خونه ی من و ترانه،نگران نباش و پیاده شو حتی نذاشت بپرسم چرا منو اینجا اوردی اینجا… خودش پیاده...

رمان عروس استاد پارت ۱۲

رمان عروس استاد پارت ۱۲

01 دی 97

  عقب زدمش و گفتم: _همینطوریشم نفسم بند اومده نکن. گونه شو به گونه م چسبوند و کنار گوشم زمزمه کرد: _مونده تا نفست و بند بیارم عسلم. دستش رو روی رون پام گذاشت و بلندم کرد. پاهام و دور کمرش حلقه کردم. چرخی زد و خودش رو توی آب رها کرد اما منو روی آب نگه داشت. با خنده...

رمان عروس استاد پارت ۱۱

رمان عروس استاد پارت ۱۱

25 آذر 97

اين بار من پوزخند زدم،روی تخت کنارش نشستم و گفتم _الان می خوای چیکار می کنی؟می خوای منو پیش کش کی کنی؟مجازاتم چیه؟ نگاهم کرد،چشماش مثل هر زمان که مست می کرد قرمز بود. بازوم و گرفت و پرتم کرد روی تخت،دستش رو کنار سرم گذاشت و خیره به لبهام گفت _اگه هوش از سرم بپرونی که گندکاریت یادم بره...

رمان عروس استاد پارت ۱۰

رمان عروس استاد پارت ۱۰

19 آذر 97

نگاهی از پنجره به بیرون انداختم،ماشینش که از در حیاط بیرون رفت فوری پرده رو انداختم و برای میلاد پیام فرستادم: رفت،تو کجایی؟ طولی نکشید که زنگ زد،فوری جواب دادم که گفت دیدمش،یه کم بگذره در و بزن بیام تو ببینم خدمتکاری چیزی که ندارین؟اون دختره هووت چی؟ کسی نیست من تنهام اونم از دیشب نیست فکر کنم خونه ی...