بایگانی رمان شروع تلخ

رمان شروع تلخ پارت ۱۰

رمان شروع تلخ پارت ۱۰

01 اسف 97

    سرمو تو بغلش گرفتمو ؛ موهام نازد سینا – آروم باش یاسی بی صدا تو بغلش گریه کردم … سینا – آب میخوری برات بیارم ؟؟!! سرمو به چپو راست تکون دادم … سینا – ببینمت ؛ تو یاس شیطون ما نیستی ؟؟ کی اذیتت کرده یاس – مهم نیست سینا – برا چیزی که مهم نیست ؛...

رمان شروع تلخ پارت ۹

رمان شروع تلخ پارت ۹

29 بهم 97

    شیده سوار ماشین شد ؛ مهران سرشو خم کرد باهاش حرف میزد خواستم سوار ماشین شم ؛ دستمو گرفت تو جام ایستادم نگاهی به شیده و مهران کردم ؛ حواسشون به ما نبود سمیر- یاس – من چیزیم نیست سمیر سمتم برگشت ؛ نگاهی بهم کرد و گفت : تو که داری گریه … نذاشتم ادامه بدم ؛...

رمان شروع تلخ پارت ۸

رمان شروع تلخ پارت ۸

29 بهم 97

    سمیر – چیکار داری کتی ؟؟ کتی – خونتونم ؛ اومدم ببینمت ؛ نمیخوای بیای؟؟ سمیر – نه تماسو قطع کرد … نگاهی بهم کردو گفت : چی میخوری ؟؟ بغض به گلوم چنگ زد ؛ حرف زدن برام سخت بود با صدای خفه ای گفتم : کی بود؟؟ سمیر – دختر خالم – آها سمیر – بد...

رمان شروع تلخ پارت ۷

رمان شروع تلخ پارت ۷

28 بهم 97

    (سمیر) بزور مامان چند لقمه خوردم و از جام بلند شدم بابا – سمیر اون دخترو چیکار میکنی کلافه چنگی به موهام زدمو گفتم : نمیدونم بابا – ببین سمیر لطفا کمک کن . این کابوس منو عموت تموم شه یعنی اگ اون دختر پیدا شه کابوستون تموم میشه ؟؟ بابا – آره – باشه سمت اتاقم رفتم...

رمان شروع تلخ پارت ۶

رمان شروع تلخ پارت ۶

27 بهم 97

    به آیناز زنگ زدم آنی – هوم – ببین آیناز برات یه ادرس میفرستم دوساعت دیگه بهم زنگ بزن ؛ جواب ندادم ، با پلیس بیا آنی – باز چرا کارگاه بازی در میاری ؟؟!! – شوخی نمیکنم آنی – اوکی اوکی ؛ حواسم هست گوشیو قطع کردم ؛ آدرسو فرستادم زنگ درو فشردم دستامو تو جیبم فرو...

رمان شروع تلخ پارت ۵

رمان شروع تلخ پارت ۵

26 بهم 97

    پشت بهش وارد خونه شدیم ؛ آب دهنمو قورت دادمو زیر لب منشی و لعنت کردم ؛ خیلی از اینا خوشم میومد که بخوام ماساژشونم بدم اه اه ولی مهم پولشه ؛ با جیب پر پول میرم ؛ جشن اون دوتارو تکمیل میکنم وارد خونه شدیم ؛ دختره نگاهی بهم کردو گفت : اسمت چیه ؟ – یاس...

رمان شروع تلخ پارت ۴

رمان شروع تلخ پارت ۴

25 بهم 97

      بی حوصله از پله ها بالا رفتم ؛ سمت حموم رفتم لباسمو درارودم ‌‌، رفتم زیر دوش صدای گریش پیچیدتوگوشم ؛ مهرداد تورو خدا کلافه چنگی به موهام زدم قلبم داشت از جا کنده میشد .. صداش .. حرفاش داشت دیونم میکرد *** سمت اتاقم رفتم ، رو تختم افتادم نگاهی به حلقه تو دستم کردم دستمو...

رمان شروع تلخ پارت ۳

رمان شروع تلخ پارت ۳

24 بهم 97

    لباسمو پوشیدم .. نگاهی به مامان کردم تو جاش دراز کشید .. لبخندی زدمو گفتم : امروز زودتر میام قربونت برم مامان – نه مادر خوبم – به کارت برس – باشه ؛ فعلا از خونه بیرون زدم .. سمت خونه مهرداد راه افتادم حلقرو از تو کیفم دراوردم .. با دیدنش لبخندی زدم تو کل راه به...

رمان شروع تلخ پارت ۲

رمان شروع تلخ پارت ۲

23 بهم 97

  نگاهی به ساعت کردم یه رب به چهار بود مانتومو پوشیدمو رو به زهره گفتم : مرسی زهره جان جبران میکنم زهره – تو چند وقته ساعت چهار کجا میری که یهو غیبت میزنه ؟؟ – کار دارم زهره – کار جدید پیدا کردی ؟؟ – تقریبا … من رفتم .. فعلا منتظر جواب زهره نموندم از رستوران بیرون...

رمان شروع تلخ پارت ۱

رمان شروع تلخ پارت ۱

22 بهم 97

    (شروعِ تلخ) سوگند روبروش ایستاده بودم با نفرت نگاهی به چشمام انداخت و گفت : _یه وارث میاری و گورت و گم میکنی؟ یقه لباسمو گرفت و به سمت خودش کشیدم : _تو فقط صیغه منی من زنمو خیلی دوسش دارم فهمیدی؟ اب دهنمو قورت دادم و گفتم : _فهمیدم ..” زیر لب افرینی گفت و دکمه های...

x