بایگانی دسته‌بندی نشده

رمان عروس استاد پارت ۱۰

رمان عروس استاد پارت ۱۰

19 آذر 97

نگاهی از پنجره به بیرون انداختم،ماشینش که از در حیاط بیرون رفت فوری پرده رو انداختم و برای میلاد پیام فرستادم: رفت،تو کجایی؟ طولی نکشید که زنگ زد،فوری جواب دادم که گفت دیدمش،یه کم بگذره در و بزن بیام تو ببینم خدمتکاری چیزی که ندارین؟اون دختره هووت چی؟ کسی نیست من تنهام اونم از دیشب نیست فکر کنم خونه ی...

رمان آخرین سرو پارت ۳۳

رمان آخرین سرو پارت ۳۳

18 آذر 97

ياحق دستم را كه بلند کردم؛ اتومبیلی بلافاصله توقف کرد… چرا نشانی خانه را دادم؟ چرا به این زودی فراموش کرده بودم درد بی خانمانی ام را ؟! بر حسب عادت بود یا دلبستگی که هنوز مرا به آن سو و به آن نقطه از شهرم می کشاند، نمی دانم! نقطه ای که روزگاری نه چندان دور ماوایم بود، خانه...