رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۵۰

  با لبخند موذیانه ای چند لحظه ای به دستم نگاه کرد. چشم غره ی بدی بهش رفتم… خواستم دستم…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

ترفند دیدن محتویات کانال در مرورگر بدون نیاز به نصب تلگرام

    برای این کار یک “s/” پیش از شناسه کانال نیاز است که به این شکل خواهد شد: t.me/s/ID.…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

اطلاعیه

دوستان اگه رمان خوب سراغ دارید اسمشو بگید تا بزارم تو سایت 

بیشتر بخوانید »
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۴۹

  * * * * با لذت به قد و بالاش که جلوی آینه ایستاده خیره شدم. بعد از یک…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴۴

  خواستم در حیاط رو باز کنمو دوباره ببندمش تا فکر کنن تازه راه رسیدم…اما تاخواستم اینکارو بکنم حرف آقا…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت ۱۱

  به معنای واقعی داشتم ذوق میکردم . تاحالا آریا رو انقد عصبانی ندیده بودم . معلوم بود قراردادش از…

بیشتر بخوانید »
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۴۸

  * * * پتو رو روش صاف کردم و گفتم _چیزی نمیخوای؟ بدون این‌که نگاهش و از روم برداره…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت ۴۳

خیلی دلم میخواست به ایمان بگم که دیگه با خانوادم صحبت کنه اما روم نمیشد باهاش صحبت کنم….آخه هنوز چند…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت ۱۰

  _چه زر حکیمانه ای زدی. هرکی اونو از بیست کیلومتری ببینه میفهمه کارش گول زدن دختراس. بعد تو میگی…

بیشتر بخوانید »
رمان عروس استاد

رمان عروس استاد پارت ۴۷

  چپ چپ نگاه کرد و گفت _هرگز چنین قولی نمیدم من تا ننه ی اون عوضی و به گا…

بیشتر بخوانید »
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن